
من نمی رفتم اگر تو
نمی آمدی
ولی اکنون من رفته ام
و تو نیامده ای
عکس : پیمان هوشمندزاده
بیژن جلالی در کافه شوکا
در همین باره:
مناسبت نمی خواهد یاد یک شاعر
زندگی این است؟!


***
صد بار نگفتم !
وقتی با رویاهایم نشسته ام این جا
و فکر می کنم
بی گرفتن اجازه وارد خیالم نشو.
چند بار گفتم؟
چند بار؟
اصلن تو انگار
حرف های مرا ...
گاهی ، گاهی اصلن مرا ناامید می کنی.
گفته باشم
نمی خواهم دوباره
نه، دوباره نمی خواهم
سرزده وارد خیالم شوی
و همه خانه را پر کنی از یادت.
این بار می بخشمت
اما گفته باشم
من تنهایی ام را دوست دارم
می خواهم هر وقت دلم می خواهد
به تو فکر کنم
نه هر وقت که دلت خواست.

بعد از مدت ها رجز خواندن با شروین و بر و بکس آبی خلاصه معلوم شد که مازیار باهوش تر از این حرف هاست که به استقلال یا مثلن سپاهان برود. کم تر پیش آمده که در چشم هایش از فوتبال بنویسم ، اما همیشه خبرهای تیم مورد علاقه ام را دنبال کرده ام و کسانی که مرامی شناسند، می دانند که یک پرسپولیسی دو آتشه هستم که توی کری خواندن هیچ وقت کم نمی آورم. این که امروز از فوتبال و پرسپولیس این جا می نویسم تنها یک دلیل دارد؛ سیروس قایقران. شاید بگویید چه ربطی دارد آمدن مازیار به زنده یاد قایقران، اما همه گیلانی ها و خیلی از طرفداران فوتبال می دانند که مازیار برای ما گیلانی ها مثل سیروس است. تنها کسی که مردم انزلی و گیلان به او اجازه دادند تا پیراهن شماره 9 ملوان را پس از سیروس بپوشد فقط مازیار بوده است.شرجی تیرماه بوی سرطان می دهد
بوی حنجره ی زنان آبله گون
باچادرهای بسته بر کمر
که بر ایوان شیون می کنند.
تیرماه بوی آغوش کسانی را می دهد
که مرا درآغوش می گیرند
یک به یک،
کسانی که مادرم نیستند.
امروز روز تلخی نیست برایم ،تنها در این روز مادرم را در دو روز مانده به دوسالگی از دست دادم. چرا تلخ نیست چون مفهومی از تلخی همیشه زیر زبانم هست و برای همین هیچ روزی را به کمال شیرین نگذرانده ام.
برای همه مادران زمین آرزوی سلامتی می کنم.
6×4
این خانم که در عکس بالا می بینید یکی از هواداران "پرس پولیس" است که مثل افشین قطبی و تیمش همه جا را به آتش کشیده و با این آتش سرخ تنها می خواهد سیگارش را روشن کند. دوستان آبی زحمت تلفن به آتش نشانی را نکشند که آتش نشانی هم قرمزپوش است.